تبليغاتX
خانه ای که دیوار ندارد ...

زیاد پیچیده نیست حساب کردنش.

وقتی مجبور باشی از تنهایی بنویسی باید تنهایی را تجربه کنی.

این خانه و خانه های دوستان تنهایی من را پر می کند.

تنهاییم که پر شود دلم نه، ولی دستم خشک می شود.

دستم که خشک شود به چشم بر هم زدنی این هفته تمام می شود.

این هفته که تمام شود می مانم من و یک دفتری که تمام نشده...

باید دفترم را تمام کنم پس:

باید تنهایی بکشم. پس:

باید دست و پایم را زنجیر کنم و نیایم اینجا...

دلم می داند با ده روز تنهایی کشیدن چه می کشد. ولی چه می توانم برای دلم کردن؟

 

 

 

ما بعد النگارش:

1ـ دوست دارم با کمتر از 10 روز کارم تمام شود و برگردم!

2ـ تا محرم چیزی نمانده... اگر کسی در این ده روز، دلش رفت کربلا نکند که در یادش نباشم من!

3ـ ای کاش گل های خانه ام تشنه نمانند... هنوز به تشنگی عادت نکرده اند!

4ـ اگر عمر کفاف نداد و نبودن طولانی شد، خانه ام را به ارث تقسیم کنید بین خودتان. دیوار که ندارد. هر چقدر بردارید تمام نمی شود!

5ـ اگر کسی کار ضروری داشت ... [کسی که داره فکر می کنه چه راهی پیشنهاد بده] ... اگر خیلی ضروری بود، بیاد به خوابم و اونجا کارش رو بگه... (راه دیگه ای به ذهنم نیومد اما جدیدا ها خیلی به خوابهام اعتماد پیدا کردم. کافیه طرف مقابل از ته دل قصد کنه بره تو خواب دیگران) من توی خوابهام سعی می کنم برم اینجا (اینجوری تنهایی کشیدن شیرین تر می گذره):



6ـ همه تان را به خدایی که همه جا (حتی در این دنیای مجازی) هست، می سپارم.

7ـ با این اوصاف، عذرم از نبودن موجه است. نیست؟


+ تاريخ سه شنبه 17 آذر1388ساعت 1:11 نويسنده حباب |


ـ واسه ی چی (فکر می کنی) این موجود (دو پای ضعیف خاکی) بهتر از منه؟ بذار من تا روز قیامت زنده باشم.... (اگه گمراهشون نکردم اسمم رو می ذارم شلغم)

ـ برو (وهر کار دلت میخواد بکن) ... با صدات تحریکشون کن. لشکرتو آماده کن و حمله کن بهشون. قاطی مال و منالشون بشو و (هی) بهشون وعده (های الکی) بده.... (اما یادت باشه ها) هر کاری بکنی بنده های من گیر تو نمیفتن... (آخه میدونی) همین کافیه که من مواظبشون باشم.

 

                                                                                                       با نگاهی به آیات 62 تا 65 سوره ی اسراء.

 


ما بعد النگارش:

1ـ شاد می شم وقتی می فهمم خدا مواظبمه و بعدش شرمنده... شرمنده می شم چون خیلی وقتها فکر کردم خودم بهتر از خدا می تونم مواظب خودم باشم....

 

2ـ نمیدونم چرا احساساتی می شم و حرف های خودم رو قاطی ترجمه می کنم. امیدوارم حمل به بی ادبی و جسارت به کلام خدا نشه. توی پرانتزی ها فقط احساسات  منه و یه جوری اضافه کردم که اگه نخونیدشون هم جمله ها خراب نشن. (امتحان کنید) اون ... هم قسمتاییه که از متن اصلی نیاوردم و قطعا برای تکمیل آیات باید به قرآن مراجعه بشه.

 

 


مچاله ها:

به خودم: فکر کن به پارسال همین موقع. حالا نگاه کن به امسال. همین لحظه... همین کافیه. حالا برو پی کارت و حرف اضافه نزن.

به مجردهای تنبل: من از وقتی اومدم تو خونه مجردی درست کردن 5 نوع غذای مهم رو یاد گرفتم. (به جز تخم مرغ و فراورده های تخم مرغی)

سه منهای هیچ به روز شد.

4ـ از دوستانی که بی هیچ انتظاری ما را یاد خودمان انداختند ممنونم.

+ تاريخ چهارشنبه 11 آذر1388ساعت 0:36 نويسنده حباب |